
دوره
دورهای در معجزات | ۲۱ مرداد ۱۴۰۲
۲۱ مرداد ۱۴۰۲
دورهای در معجزات
روحالقدس هرگز به تو نمیآموزد که تو گناهکاری.خطاها را او تصحیح خواهد کرد، اما این هیچکس را هراسان نمیکند.تو به راستی میترسی به درون بنگری و گناهی را که میپنداری وجود دارد ببینی.تو از اعتراف به این هراسان نیستی.ترس در ارتباط با گناه را نفس کاملاً مناسب میداند، و لبخند تأییدآمیزی میزند.آن ترسی ندارد که بگذارد تو احساس شرمندگی کنی.در اعتقاد و ایمان تو به گناه شک نمیکند.معبدهایش به این خاطر لرزان نمیشوند.ایمان تو به اینکه گناه آنجاست، تنها بر آرزوی تو برای بودنش در آنجا برای دیدن گواه میدهد.به نظر میرسد که صرفا این منبع ترس است.
دورهای در معجزات | ۱۹ مرداد ۱۴۰۲
۱۹ مرداد ۱۴۰۲
دورهای در معجزات
رهایی تو هنوز جزئی است؛ هنوز محدود و ناکامل است، با این حال در درون تو زاده شده است.تو نه تماماً دیوانه، مایل بودهای که به بسیاری از بیعقلی خودت نگاه کنی و دیوانگی آن را تشخیص دهی.ایمان تو به سمت درون در حرکت است، با گذر از بیعقلی و رفتن به سوی خرد.و آنچه که خرد تو اکنون به تو میگوید، نفس نمیخواهد بشنود.هدف روحالقدس توسط بخشی از ذهن تو که نفس از آن آگاه نیست پذیرفته شد.و تو نیز از آن آگاه نبودی.و با این حال، این بخش، که اکنون خودت را با آن شناسایی میکنی، از نگاه کردن به خودش ترسی ندارد.آن گناهی نمیشناسد.در غیر این صورت، چگونه، میتوانست مایل باشد که هدف روحالقدس را به عنوان هدف خود ببیند؟
دورهای در معجزات | ۱۶ مرداد ۱۴۰۲
۱۶ مرداد ۱۴۰۲
دورهای در معجزات
تو همانگونه هستی که خداوند تو را آفرید، و اینگونه است هر موجود زندهای که به آن مینگری، صرف نظر از تصویرهایی که میبینی.آنچه که تو به عنوان بیماری و درد، به عنوان ضعف و رنج و از دست دادن مشاهده میکنی، چیزی جز یک وسوسه نیست برای این که خودت را بیپناه و در جهنم ادراک کنی.تسلیم این نشو، و تو همه دردها را، به هر شکلی، در هر کجا که رخ دهد، خواهی دید، که تنها مانند مه در برابر خورشید ناپدید میشوند.معجزهای آمده است تا فرزند خداوند را شفا دهد، و در را بر رؤیاهای او از ضعف ببندد، با گشودن راه رستگاری و رهایی او.یک بار دیگر انتخاب کن که میخواهی او چه باشد، با به یاد آوردن این که هر انتخابی که انجام میدهی هویت خودت را همانطور که میبینی و باور میکنی مشخص میکند.
دورهای در معجزات | ۱۴ مرداد ۱۴۰۲
۱۴ مرداد ۱۴۰۲
دورهای در معجزات
این درس اصلی است که تضمین میکند برادرت برای همیشه محکوم است.زیرا آنچه تو هستی اکنون به گناه او تبدیل شده است.برای این امکان هیچ بخشایشی نیست.دیگر اهمیتی ندارد که او چه میکند، زیرا انگشت اتهام تو به او اشاره میکند، در هدفش تزلزلناپذیر و کشنده.آن به تو نیز اشاره میکند، اما این همچنان در مه عمیقتری زیر چهره معصومیت نگه داشته میشود.و در این خزانههای نهفته شده، همه گناهان او و تو محفوظ هستند و در تاریکی نگهداری میشوند، جایی که نمیتوان آنها را به عنوان خطا ادراک کرد، که نور قطعاً میخواهد نشان دهد.تو نه میتوانی به خاطر چیزی که هستی سرزنش شوی، و نه میتوانی کارهایی را که آن وادارت میکند انجام دهی را تغییر دهی.پس برادرت برای تو نماد گناهان تو است که نه تنها در سکوت، و بلکه با پافشاری بیوقفه، همچنان برادرت را به خاطر آن چیز منفوری که هستی محکوم میکنی.
دورهای در معجزات | ۱۳ مرداد ۱۴۰۲
۱۳ مرداد ۱۴۰۲
دورهای در معجزات
زیر چهره معصومیت درسی وجود دارد که مفهوم خود برای آموزش آن ساخته شد.این درسی است از یک جابهجایی وحشتناک، و ترسی چنان ویرانگر که چهرهای که بر آن لبخند میزند باید برای همیشه از آن روی برگرداند، مبادا خیانتی را که پنهان میکند ادراک کند.این درس این را آموزش میدهد: «من همان چیزی هستم که از من ساختی، و هنگامی که به من نگاه میکنی، به خاطر آنچه هستم محکوم هستی.»به این مفهوم از خود، دنیا با تأیید لبخند میزند، زیرا این تضمین میکند که مسیرهای دنیا بهخوبی حفظ شوند، و کسانی که بر آنها گام برمیدارند نگریزند.