دوره‌ای در معجزات | ۱۳ فروردین ۱۴۰۳

۱۳ فروردین ۱۴۰۳
دوره‌ای در معجزات
عید پاک جشن بهای گناه نیست، بلکه جشن پایان آن است.اگر یک نظر از چهرهٔ مسیحا را در پشت پرده ببینی، و میان گلبرگ‌های سفید برفی سوسن‌هایی که به عنوان هدیه دریافت کرده‌ای و تقدیم کرده‌ای بنگری، چهرهٔ برادرت را خواهی دید و آن را تشخیص خواهی داد.من یک غریبه بودم و تو مرا به خانه‌ات راه دادی، بی آنکه بدانی کیستم.با این حال بخاطر هدیهٔ گل‌های سوسنت خواهی دانست.در بخشیدن این غریبه توسط تو، بیگانه برای تو و در عین حال یار دیرین تو، رهایی او و نجات تو با او نهفته است.زمان عید پاک زمان سرور است، و نه سوگواری.به یار برخاسته خودت بنگر، و همراه با من قداستش را جشن بگیر.زیرا عید پاک زمان رستگاری تو، همراه با رستگاری من است.
(م_۲۰_۱_۴∶۱-۸)

دوره‌ای در معجزات | ۱۲ فروردین ۱۴۰۳

۱۱ فروردین ۱۴۰۳
دوره‌ای در معجزات
این تنها چیزی است که نیاز داری انجام دهی تا رؤیت، شادمانی، و رهایی از درد و فرار کامل از گناه، همه به تو داده شوند.تنها همین را بگو، اما منظورت بدون تردید همین باشد، زیرا در اینجا قدرت رستگاری نهفته است:
من مسئول آنچه می‌بینم هستم.من احساساتی را که تجربه می‌کنم انتخاب می‌کنم، و من در مورد هدفی که می‌خواهم به آن دست یابم تصمیم می‌گیرم.و هر آنچه که به نظر می‌رسد برای من روی می‌دهد را من درخواست می‌کنم، و همانطور که درخواست کرده‌ام دریافت می‌کنم.
بیش از این خود را فریب نده که در برابر آنچه که بر سر تو آمده است درمانده هستی.تنها تشخیص بده که اشتباه کرده‌ای، و همه‌ اثرات اشتباهاتت ناپدید خواهند شد.
(م_۲۱_۲_۲∶۱-۷)

دوره‌ای در معجزات | ۱۰ فروردین ۱۴۰۳

۱۰ فروردین ۱۴۰۳
دوره‌ای در معجزات
فیض حالت طبیعی هر فرزند خداوند است.وقتی که او در حالت فیض نیست، از محیط طبیعی خود خارج است و بخوبی کار نمی‌کند.هر چه او انجام می‌دهد باعث تنش می‌شود، زیرا او برای محیطی که ساخته است آفریده نشد.بنابراین او نمی‌تواند خود را با آن سازگار کند و نیز نمی‌تواند آن را با خود سازگار کند.تلاش هیچ فایده ای ندارد.یک فرزند خداوند تنها‌ زمانی خوشحال است که می‌داند با خداوند است.آن تنها محیطی است که در آن تنش را تجربه نخواهد کرد، زیرا آن جایی است که او به آن تعلق دارد.آن همچنین تنها محیطی است که شایسته‌ او است، زیرا ارزش خود او فراتر از هر چیزی است که او می‌تواند بسازد.
(م_۷_۱۱_۲∶۱-۸)

بیداری از رؤیای زمان و مکان

۸ فروردین ۱۴۰۳
گری رنارد
وقتی از رؤیای زمان و مکان بیدار شوی، دیگر زمان و مکان وجود ندارند، این بدان معناست که تو مجبور نیستی یک میلیون سال معطل بمانی تا همه بیدار شوند.هیچ کس دیگری نیست که بیدار شود.هیچ کس بیرون از تو نبود، جز تو، یک نفس بودی که به تعداد بسیار ظاهر شده بودی.و آن‌هایی که فکر می‌کردی آن بیرون هستند، اینک در بهشت با تو هستند، نه به عنوان بدن، بلکه به عنوان آنچه واقعاً هستند، یعنی روح.هیچ‌کس را نمی‌توان از یگانگی کنار گذاشت و هیچ فقدانی در کمال وجود ندارد.
بنابراین هر کسی که تا به حال به او عشق ورزیده‌ای یا به او توجه داشته‌ای، از جمله حیواناتی که به آنها محبت داشته‌ای، در آگاهی تو وجود دارند.نه به عنوان چیزی که هرگز جدا بوده، بلکه به عنوان آنچه که که هرگز نمی‌تواند جدا باشد.هیچ چیز در کمال گُم نمی‌شود.همه چیز کاملاً یگانه و ثابت است، و این خاصیتی است که در جهان زمان و مکان وجود ندارد.با این حال،‌ این می‌تواند توسط تو تجربه شود، حتی اگر به نظر برسد که در یک بدن هستی.
واقعیت فناناپذیر شما
گری رنارد

دوره‌ای در معجزات | ۸ فروردین ۱۴۰۳

۸ فروردین ۱۴۰۳
دوره‌ای در معجزات
تو که زندگی‌ات را صرف آوردن حقیقت به وهم، و واقعیت به خیال کرده‌ای، راه رؤیاها را پیموده‌ای.زیرا تو از بیداری به خواب، و همچنان به یک خواب باز هم عمیق‌تر رفته‌ای.هر رؤیایی به رؤیاهای دیگر منجر شده است، و هر خیالی که به نظر می‌رسید نوری را به تاریکی می‌آورد تنها تاریکی را عمیق‌تر کرد.هدف تو تاریکی بود، که در آن هیچ پرتوی از نور نمی‌توانست وارد شود.و تو به دنبال سیاهی بسیار کاملی بودی که بتوانی برای همیشه در بی‌عقلی کامل از حقیقت پنهان شوی.آنچه فراموش کردی این بود که خداوند نمی‌تواند خودش را نابود کند.نور در تو است.تاریکی می‌تواند آن را بپوشاند، اما نمی‌تواند آن را خاموش کند.
(م_۱۸_۳_۱∶۱-۸)
دوره‌ای در معجزات

استفاده از مطالب فقط برای مقاصد غیرتجاری و با ذکر منبع بلامانع است.