دوره‌ای در معجزات | ۴ مهر ۱۴۰۴

۶ مهر ۱۴۰۴
دوره‌ای در معجزات
به سادگی، هدف روان‌درمانی حذف موانع در راه به سوی حقیقت است.هدف روان‌درمانی این است که به بیمار کمک کند تا سیستم ثابت وهم‌آلود خود را کنار بگذارد و شروع به تجدید نظر در روابط علت و معلول کاذبی کند که بر آن استوار است.هیچکس در این دنیا گریزی از ترس ندارد، اما همه می‌توانند در علل آن تجدید نظر کرده و بیاموزند که این علل را بطور صحیح ارزیابی کنند.خداوند به همگان آموزگاری عطا کرده است که خرد و کمک او بسیار فراتر از کمک‌هایی است که یک درمانگر زمینی می‌تواند فراهم کند.با این حال زمان‌ها و موقعیت‌هایی وجود دارند که در آن یک رابطه زمینی بیمار-درمانگر تبدیل به وسیله‌ای می‌شود که او از طریق آن هدایای بزرگ‌تر خود را به هر دو ارائه می‌دهد.
(ر_۱_۱∶۱-۵)

دوره‌ای در معجزات | ۳ مهر ۱۴۰۴

۵ مهر ۱۴۰۴
دوره‌ای در معجزات
روان‌درمانی تنها شکل درمانی است که وجود دارد.از آنجا که تنها ذهن می‌تواند بیمار باشد، تنها ذهن می‌تواند شفا یابد.تنها ذهن نیازمند شفا است.به نظر نمی‌رسد که چنین باشد، زیرا تجلیات این دنیا براستی واقعی به نظر می‌رسند.روان‌درمانی ضروری است تا یک فرد بتواند آغاز به زیر سوال بردن واقعیت خود کند.گاهی اوقات او می‌تواند بدون کمک رسمی شروع به گشودن ذهن خود کند، اما حتی در این صورت نیز این همواره قدری تغییر در ادراک او از روابط میان‌فردی است که او را قادر به انجام این کار می‌کند.گاهی اوقات او نیاز به یک رابطه ساختارمندتر، و گسترده‌تر با یک درمانگر «رسمی» دارد.در هر صورت، کار یکسان است؛ بیمار باید یاری شود تا ذهن خود را در مورد «واقعیت» اوهام تغییر دهد.
(ر_مق_۱∶۱-۸)
پاسخ: گرچه دوره‌ای در معجزات از واژهٔ «کارما» استفاده نمی‌کند ــ که در تعالیم معنوی شرقی برای قانون علت و معلول به کار می‌رود ــ این دوره به‌طور قطع در بسیاری از بخش‌ها به این مفهوم می‌پردازد.زمان خطی جنبه‌ای اساسی از کارما یا علت و معلول در دنیای نفس است.در این دوره، عیسی به ما می‌گوید که علت و معلول از هم جدا نیستند:
علت و معلول یکی هستند، نه جدا.
(م_۲۶_۷_۱۳∶۱)
و تنها در نظام فکریِ جدایی است که این دو می‌توانند متمایز به نظر آیند.و تنها در دنیای جدایی و زمان است که کارما ــ یا قانون علت و معلول جهان ــ می‌تواند عمل کند.
وقتی خود را (به انتخاب خویش) درون نظام باورهای جهان می‌یابیم، کارما بی‌طرف می‌شود؛ گرچه در ابتدا نفس مفهوم علت و معلول را پدید آورد تا واقعیت جدایی را تثبیت کند، از جمله پیامدهای گناه و مجازات برای حملهٔ ما به خدا.البته از دیدگاه این دوره، هیچ‌کدام از این‌ها واقعی نیست.اما از آنجا که ما به قانون علت و معلول باور داریم ــ که خود زاییدهٔ باورمان به واقعیت جدایی است ــ عیسی کاربردی نرم‌تر از این اصل را به ما نشان می‌دهد.
نفس می‌خواهد ما باور کنیم که برای همهٔ کارها و کوتاهی‌هایمان در دنیا پیامدهایی اجتناب‌ناپذیر وجود دارد: کارهای خوب پیامدهای خوب به بار می‌آورند و کارهای بد پیامدهای بد.و نوعی تعادل دوگانه باید حفظ شود، یا دِینی که باید به سبب همهٔ انتخاب‌های ما در دنیا پرداخت شود.
عیسی اما تمرکز را از جهان به ذهن ما منتقل می‌کند، جایی که به ما کمک می‌کند دریابیم تنها انتخابی که واقعاً انجام می‌دهیم در ذهن ماست: میان نظام فکری نفس و نظام فکری روح‌القدس.و تنها در ذهن است که علت و معلول معنای واقعی دارند.هر نظام فکری پیامدهایی دارد بر اساس اینکه آیا آرامش ذهن را تجربه می‌کنیم یا نه.و آرامش ما در زمان حال تنها به انتخاب کنونی ما بستگی دارد، بی‌آنکه هیچ ربطی به تصمیم‌های گذشته داشته باشد.این فهم توان آن را دارد که ما را از چرخهٔ کارمایی رها کند که به نظر می‌رسد می‌طلبد پیامدهای اعمالمان را در زمان و مکان تجربه کنیم.و بخشایش، تمرین این دوره برای آزاد کردن ما از هرگونه بدهیِ به اصطلاح کارمایی است.

دوره‌ای در معجزات | ۲۶ شهریور ۱۴۰۴

۲۶ شهریور ۱۴۰۴
دوره‌ای در معجزات
عشق، نیز، جشنی برای تو تدارک خواهد دید، بر روی میزی که با سفره‌ای پاک پوشانده شده، و در باغی آرام قرار دارد که در آن هیچ آوایی جز آواز و زمزمه‌ای آرام و سرورآمیز شنیده نمی‌شود.این جشنی است که رابطهٔ مقدس تو را گرامی می‌دارد، و در آن همه به عنوان یک مهمان محترم پذیرفته می‌شوند.و در یک لحظهٔ مقدس، شکرانه توسط همگان با هم گفته می‌شود، در حالی که با ملایمت دور میز شکرگزاری گرد هم می‌آیند.و من در آنجا به شما خواهم پیوست، همان‌گونه که مدت‌ها پیش وعده دادم و هنوز هم وعده می‌دهم.چرا که در رابطهٔ جدید تو من پذیرفته می‌شوم.و جایی که من پذیرفته شوم، آنجا هستم.
(م_۱۹_۴.الف_۱۶∶۱-۶)

دوره‌ای در معجزات | ۲۱ شهریور ۱۴۰۴

۲۱ شهریور ۱۴۰۴
دوره‌ای در معجزات
رستاخیز تو بیداری دوبارهٔ تو است.من الگوی تولد دوباره هستم، اما خود تولد دوباره، صرفاً آگاه شدن ذهن تو از چیزی است که از پیش در آن است.خداوند خودش آن را در آنجا قرار داد، و بنابراین برای همیشه حقیقی است.من به آن باور داشتم، و به همین دلیل آن را به عنوان حقیقی برای خودم پذیرفتم.مرا یاری کن تا آن را به نام ملکوت خداوند به برادرانمان بیاموزم، اما نخست باور کن که برای تو حقیقی است، وگرنه به اشتباه آموزش خواهی داد.برادرانم در طول آن به اصطلاح «عذاب در باغ» خوابیدند، اما من نمی‌توانستم از آن‌ها خشمگین باشم، زیرا می‌دانستم که نمی‌توانم ترک شوم.
(م_۶_۱_۷∶۱-۶)
دوره‌ای در معجزات

استفاده از مطالب فقط برای مقاصد غیرتجاری و با ذکر منبع بلامانع است.